السيد محمد حسين الطهراني
348
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
فطرى را - بدست آورده باشيم باز هم جاى سؤال هست كه چرا بايد به مقتضاى ساختمان طبيعى عمل كرد ؟ چرا احكام فطرى واجب و پيروى كردنى هستند ؟ اين بايد دوّم از كجا ميآيد ؟ اينجاست كه معلوم مىشود : دو گونه « بايد » داريم ؛ و تا به « بايد » ى مادر و آغازين ايمان نداشته باشيم ، هيچ بايد اخلاقى ديگرى نميتوانيم بسازيم . « 1 » ازين دشوارتر ، مسأله يافتن احكام فطرى است . واقعاً چگونه و بر حسب چه ضابطه و معيارى ميتوان گفت كه حكمى فطرى هست يا نه ؟ خصوصاً اگر مسأله برآمدن زيستى جانوران را در نظر بگيريم و آنها را دائماً در حال تحوّلات جسمانى و روانى بدانيم ؛ تميز اينكه چه اندامى اساسى است و كدام نيست ، و مقتضاى چه قوّهاى را بايد در نظر گرفت ، و كدام را بايد رو به زوال دانست كارى دشوار و بلكه ناشدنى است . « 2 » نزاعهائيكه بر سر احكام فطرى در گرفته ، و دشوارى عظيم تعيين حدّ و ضابطه براى اين احكام و امكان بهره جوئيهاى نادرست به نام فطرت ، همه نشان ميدهد كه : قضاوت بر مبناى احكام فطرى تا چه اندازه سست ميتواند بود . « 3 » ما باز هم سخن گذشته خود را تكرار ميكنيم كه : در برابر هر واقعيّت خارجى ، دو گونه تصميم ميتوان گرفت و دو نوع انتخاب ميتوان داشت : طَرْد آن يا قبول آن و هيچگاه خودِ واقعيّت خارجى نيست كه نوع انتخاب را معيّن مىكند ؛ بر خلاف نظر مؤلّف محترم « روش رئاليسم » . بودن اندامهاى تناسلى در زن و مرد ( بمنزله يك واقعيّت ) خود به خود معيّن نميكند كه فقط بايد ازدواج كنند ، و يا مرد نميبايد با مرد نزديكى كند ، و يا باردار شدن از غير طريق ازدواج نارواست
--> ( 1 ) « . دانش و ارزش » ص 267 تا ص 270 ( 2 ) « دانش و ارزش » ص 267 تا ص 270 ( 3 ) « دانش و ارزش » ص 267 تا ص 270